گمان مبرید آنانکه در راه خدا کشته میشوند مردهاند، بلکه زندهاند و نزد خدای خویش روزی میخورند."
با سلام، به خدمت آقا امام زمان (عج) و نائب شحقش امام خمینی و با سلام، بر امت شهید پرور حزب الله و شهیدان اسلام و با سلام به پدر و مادر و خانواده عزیزم و ارجمندم.
پدر و مادر عزیزم،غرض از نوشتن این نامه این است که چند وصیت برای شما عزیزانم دارم؛ که امیدوارم شما عزیزان آنها را اجرا کرده و روح مرا شاد نمایید، هر چند که من فرزند صالحی برای شما نبودم و همیشه باعث رنجش شما بوده ام ولی انشاء الله که مرا خواهید بخشید و این چند وصیت را بعد از شهادتم انجام خواهید داد.
اولین وصیتم به شما شش خواهرم و مادرم و همسرم می باشد که:
همچون گذشته تقوی و حجاب اسلامی را به نحو احسن رعایت کنید تا با حجاب خود مشت محکمی بر پیکر پوسیده بی حجابان بزنید و با حجاب خود پاسدار خون شهیدان از جمله من و پرویز باشید، خواهران کوچکم شما هم یواش یواش به سنی می رسید که باید با حجاب شوید.
دومین وصیتم به شما پدرم و سه برادرم می باشد و از شما می خواهم که با تقوی و حجاب چشمهایتان و رفتارتان مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و بی تعهدهای سرچهارراها بزنید تا بفهمند که از خانواده هر شهید چند رزمنده دیگر به پا می خیزد و در آخر همه شما خانواده عزیزم را به حجاب چشم که نگاه نکردن به نامحرم و حجاب گوش که گوش نکردن غیبت و حجاب زبان که غیبت نکردن و تهمت نزدن می باشد دعوت می کنم و انشاء الله که با اجرای این وصیت روح مرا شاد خواهید کرد هر چند که خود، بنده ناصالحی در درگاه خداوند متعال بودم ولی انشاء الله شما عزیزان با تقوی خود در آن دنیا شافع من روسیاه خواهید شد.
پدر و مادر عزیزم سومین وصیتم، در مورد اموالم می باشد، که هر چند که مالی که ارزش وصیت کردن (داشته) باشد ندارم ولی به امر خداوند که انسان را امر به وصیت کرده من هم این امر را اجرا می کنم، پدر و مادر عزیزم من تمام اموالم را از ریز و درشت و کوچک و بزرگ به همسرم می دهم تا هر کاری که خودش صلاح دانست با آنها انجام دهد.
پدر و مادر عزیزم، چهارمین وصیتم در مورد همسرم می باشد، وصیت من این است که اگر همسرم قصد ازدواج کرد او را در این امر آزاد گذاشته و بر او سخت نگیرید چون من ایرادی در این کار نمیبینم و او نباید به خاطر شهادت من جوانیش راهدر دهد و این را بدانید که رضای خدا در این کار است و رضای ما هم رضای خداست و آن بنده خدا در زمان زندگی با من به آن صورت خوشی در زندگانیش ندید و تمام این سه سال را به سختی گذرانید و به همین خاطر من نمی خواهم که بیشتر از این باعث اذیت و آزار و سختی کشیدن او باشم.
پدر و مادر عزیزم، پنجمین وصیتم در مورد یگانه فرزند و امید زندگانیم محمد» می باشد، پدر و مادر عزیزم من سرپرستی محمد» را به همسرم می سپارم تا اینکه زیاد دوری مرا احساس نکند ولی چون من او را در امر ازدواج آزاد گذاشتهام، او تا زمانی که قصد ازدواج نکرده سرپرستی محمد را می تواند داشته باشد ولی بعد از قصد ازدواج من سرپرستی محمد را به شما پدر و مادر عزیزم می سپارم تا او بتواند زندگی جدیدی را آغاز کند، پس تا قبل از قصد ازدواج محمد» پیش همسرم و بعد از قصد ازدواج محمد» پیش شما و از همه شما پدر و مادر همسر و برادران و خواهران و فامیل می خواهم که هوای محمد» را داشته باشید و او را فرزندی بار آورید که خدا از او و شما و من راضی باشد و در آینده فردی مسلمان واقعی باشد تا همه ما در درگاه خداوند رو سفید باشیم، انشاء الله. و در آخر از کلیه دوستانم می خواهم که اسلحه مرا زمین نگذاشته و همچنان با ظلم و ستم مبارزه کنند و تقوا را فراموش نکرده و همیشه یاور امام عزیزمان باشند.
ای دوستان، (ای) بچه های مسجد از شما می خواهم که مراسم ختم مرا هر چه با شکوهتر برپا کنید و از شما پدر و مادر می خواهم که مراسم مرا با شکوه ولی کم خرج برگزار کنید و آن هزینه را که میخواهید صرف غذا و چیزهای دیگر کنید صرف نماز و روزه های قضای من نمایید.
در آخر از خداوند می خواهیم که این شهادت را از من و این هدیه را از شما خانواده عزیزم، قبول نماید و انشاء الله که شما هم با اجرای مو به موی این وصیت روح مرا شاد خواهید کرد.
خداوند یار و نگهدار شما عزیزانم باشد.
مادر ,پدر ,وصیت ,مرا ,حجاب ,الله ,و مادر ,پدر و ,خواهم که ,می خواهم ,را به ,شهید فرامرز سبحانی


درباره این سایت